امامت امت
پادکست

امامت امت

00:00 47:14

امامت امت؛ گفت‌و‌گوی ابراهیم فیاض، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در برنامه جریان

علیرضا زادبر: بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. مردم عزیز ایران، سلام؛ مردم تاریخی و تاریخ‌ساز ایران اسلامی، سلام. خوش آمدید به برنامه «جریان». عید سعید غدیر خم، عیدالله‌الاکبر، را به همه شما تبریک عرض می‌کنم. ما در آستانه شصت‌وسومین سال قیام پانزده خرداد هستیم؛ نهضتی که منجر به انقلاب اسلامی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی شد. امشب مهمان گرامی‌ای دارم که بسیار مفتخرم برای دومین بار در «جریان» میزبان ایشان هستم. پیش از معرفی مهمان گرامی امشب، مقدمه ورود به موضوع برنامه را مشاهده بفرمایید.

گزارش آغازین درباره بعثت مردم و امامت امت
گوینده گزارش: امام شهید، کمتر از یک ماه پیش از شروع جنگ و در آغاز جشن‌های چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب، در دوازدهم بهمن‌ماه پارسال گفتند: اگر اتفاقی بیفتد، مردم مبعوث می‌شوند و کار را تمام می‌کنند.
صدای آرشیوی آیت‌الله خامنه‌ای: همان چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، مردم بودند. هم این دفعه این‌جور بود، هم سال ۸۸ این‌جور بود، هم موارد دیگر این‌جوری بود. وقتی مردم وارد میدان می‌شوند، تصمیم می‌گیرند، آتش‌ها را خاموش می‌کنند، شعله‌ها را خاکستر می‌کنند. این اتفاقی بود که این دفعه هم افتاد. بعد از این هم، به توفیق الهی، اگر چنانچه حوادثی برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث. کار را مردم تمام خواهند کرد.
گوینده گزارش: مطابق با پیش‌بینی و بشارت آیت‌الله شهید خامنه‌ای، مردم مبعوث شدند و رخداد بی‌نظیری در تاریخ انقلاب ثبت کردند؛ تا جایی که رهبر جوان، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، در اولین پیام پس از انتخاب شدن به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران درباره آن نوشتند: «در این چند روزی که کشور بدون رهبر و بدون فرمانده کل قوا بود، این شما مردم بودید که کشور را رهبری کردید.»
مردم مبعوث شدند و کشور بدون رهبر را رهبری کردند و همچنان، در آستانه صدمین شب مقاومت تمدنی خود، حضور مؤثر در خیابان را حفظ کردند. اما بذر بعثت مردم در صبحگاه دوازدهم فروردین ۱۳۵۸ کاشته شد.
صدای آرشیوی یک رأی‌دهنده: من یک سرباز هستم، یک سرباز ایرانی؛ به جمهوری اسلامی رأی می‌دهم.
گوینده گزارش: آنجا که رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی رحمةالله‌علیه، در پیام خود به مناسبت برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی و رأی قاطع مردم به آن، این روز را «روز نخستین حکومت الله» نام گذاشت؛
که در آن خداوند بر ما منت نهاد و ملت عظیم ما را ائمه و پیشوای ملت‌های مستضعف نمود. امام در این پیام تعبیر استثنایی «روز امامت امت» را به کار برد و در پایان نوشت: «اینک شما ملت شجاع، پاسداران جمهوری اسلامی هستید. اینک شما هستید که باید این ارث الهی را با قدرت و قاطعیت حفظ کنید.»


علیرضا زادبر: در «جریان» امشب میزبان آقای دکتر فیاض هستیم. حتماً «جریان» را با حضور ایشان دنبال بفرمایید؛ فرصتی مغتنم برای بهره‌بردن از نظریات ایشان است. آقای فیاض، سلام، خوش آمدید به «جریان».
ابراهیم فیاض: سلام خدمت شما و مردم عزیزمان؛ مردم بزرگ ایران، مردم تاریخی ایران، مردم جهانی ایران.

علیرضا زادبر: خیلی ممنون که دعوت ما را پذیرفتید. مناسبت برای گفت‌وگو فراوان است: هم خود عید غدیر، هم پانزده خرداد و هم، به‌نوعی، جنگ تحمیلی سوم. برای خود من مهم است که نظر و خوانش شما را درباره این جنگ و ماهیت آن بدانیم. اما بالاخره پانزده خرداد آغاز این نهضت است؛
و بعد، تبدیل‌شدن آن به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی. این نظریه «امامت امت»، تعبیر «ملت مبعوث‌شده» و آن بعثتی که رهبر شهید وعده دادند، در تعبیر رهبر کنونی انقلاب هم بوده است. از اینجا شروع کنیم؛ مروری تاریخی داشته باشیم تا به خود جنگ برسیم.

چهارده و پانزده خرداد و پیوند آغاز و پایان یک زندگی
نکته‌ای عرض کنم: چهارده خرداد هم هست؛ فقط پانزده خرداد نیست. چهارده خرداد، روز رحلت امام است. واقعاً آن موقع که ما بودیم، حماسه بود. امام عمری با حماسه زندگی کرد و حماسی از دنیا رفت. حضرت آقا هم با شهادتشان، کاملاً حماسی؛ آن هم نه شهادت عادی، با موشک‌ها و این‌طور.
آدم‌ها همان‌طور که زندگی می‌کنند، همان‌طور پیر می‌شوند و همان‌طور هم از دنیا می‌روند. حضرت امام این‌طور زندگی کرد و آن‌طور از دنیا رفت؛ مرگش حماسه‌ای برای تمام ایران، حتی جهان شد. حضرت آقا هم که دیگر بیشتر. حالا تشییع جنازه را هم ان‌شاءالله می‌بینند که چه اتفاقاتی می‌افتد؛ [چند کلمه نامطمئن، حدود ۰۵:۲۷ تا ۰۵:۳۱]. این‌ها هم در این قصه زود اسطوره می‌شوند. این نکته بسیار مهمی است. حالا فردا هم هست؛ فقط پانزده خرداد نیست. شاید همین که چهارده و پانزده بعد از این‌همه سال این‌طور به هم می‌پیوندند،
خودش دوباره یک بحث اسطوره‌ای است. روز فوت امام قبل از پانزده خرداد است و این دو با هم ممزوج می‌شوند. این واقعاً ساده نیست؛ از نظر زمانی هم ساده نیست. یعنی زمان، هدایت‌یافته است.

امت و امامت در نسبت با سازمان و مدیریت
ابراهیم فیاض: اول نکته‌ای عرض کنم: جمهوری اسلامی کاملاً تجلی امت و امامت از بابت مدیریت و سازمان است؛ یعنی مدیریت می‌شود امام و سازمان می‌شود امت. این را تا حالا درنیاورده‌ایم.
انقلاب اسلامی یک انقلاب بی‌نظیر است. [عبارت نامطمئن در مقایسه با انقلاب‌های فرانسه، روسیه و چین، حدود ۰۶:۲۵ تا ۰۶:۳۸]. در آخر قرن بیستم انقلابی می‌شود؛ انقلاب هم بحث بومیِ کشور نیست: «لا شرقیة و لا غربیة»؛ «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی». یک شعار این است. نه شرق، که آن‌وقت تجلی‌اش در شوروی بود، و نه غرب، که تجلی‌اش در آمریکا بود؛ هیچ‌کدام. پس معلوم است که بحث این انقلاب، داخلی نیست.
در بُعد داخلی هم می‌گویند: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی». «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»؛ داخلی‌اش می‌شود «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی». این ساختار است؛
ساختاری تئوریک و بزرگ که ما روی آن کار نکرده‌ایم. شاید پنجاه سال هم هنوز کم باشد که کار تاریخی کنیم تا بفهمیم بُعد تاریخی انقلاب چه بوده و چه شده است. من دیده‌ام که متفکران بزرگ آمریکایی آن موقع می‌گفتند: «شما نفهمیدید چه کار کردید؛ جهان را منقلب کردید و خودتان نمی‌دانید.»
تحریم‌ها بود، جنگ هشت‌ساله بود؛ ما را گرفتار کردند. [عبارت نامطمئن در حدود ۰۷:۴۸ تا ۰۷:۵۲]. خود جنگ ما هم دوباره در جهان به‌نوعی جنگ‌های نامتقارن تبدیل شد. ما بودیم که این کار را کردیم. اصلاً جنگی که امروز وجود دارد، از درون جنگ ما شروع شد؛ مبدعش هم ایرانی‌ها و بسیجی‌ها بودند که بعد در آمریکا بازتولید شد؛
جنگ نامتقارن، جنگ ترکیبی شد. باید یک‌وقتی بنشینیم و همین هشت سال جنگ را بگوییم تا تازه این جنگ روشن شود که چه اتفاقی در آن رخ می‌دهد.

علیرضا زادبر: به این هم می‌پردازیم.

استقلال و نسبت مردم و روشنفکری
 استقلال؛ چه کسی استقلال می‌خواهد؟ از همان اول انقلاب، روشنفکری درآمد و گفت که ما استقلال نمی‌خواهیم؛ باید برگردیم و با آمریکا رابطه جدیدی داشته باشیم. این‌ها از همان دولت موقت شروع شد. مردم استقلال می‌خواهند؛ فرهنگ خودشان را می‌خواهند، کشور خودشان را می‌خواهند. روشنفکری آمریکا و اروپا را می‌خواهد. تا الان هم همین کار را نکرده‌اند؟ در قضیه اخیر هم موضع‌گیری‌شان طرفداری از آن‌ها بود.

علیرضا زادبر: [ابتدای جمله نامطمئن، حدود ۰۸:۵۴]؛ در داخل بگویند بزنید و بکوبید و طرفداری آن‌ها را بکنند، یا حتی جنایتی را که می‌کنند توجیه کنند.
ابراهیم فیاض: می‌آیند توجیه می‌کنند. می‌بینید توجیه‌های زشتی هم کردند که خود آمریکایی‌ها هم حالشان به هم می‌خورد.

علیرضا زادبر: مثلاً در مورد مدرسه میناب.
ابراهیم فیاض: بله؛ قبل از این هم، آن تظاهراتی که در اروپا شروع شد، این دختر ایرانی که [عبارت نامطمئن، حدود ۰۹:۱۵ تا ۰۹:۲۴]؛
کارهای عجیب‌وغریبی کردند. دختری که پرچم اسرائیل را در آلمان، در برلین، گرفته بود و به نفع آن‌ها شعار می‌داد، خودش گفت: «فحش‌های رکیکی که مردم آلمان به من دادند، حالم به هم خورد.» مردم آلمان به او فحش‌های رکیک جنسی داده بودند که تو چه هستی که [ادامه عبارت نامطمئن، حدود ۰۹:۴۹ تا ۰۹:۵۵]. در لندن هم [عبارت نامطمئن].

استقلال و عدالت به عنوان مبنای آزادی
حالا ببینید، در این قصه استقلال را مردم می‌خواهند. بدون استقلال، آزادی می‌شود هرج‌ومرج، می‌شود آنارشیسم. وقتی استقلال مبنا باشد و آزادی روی آن بیاید، می‌شود آزادی مسئولیت‌پذیر و اخلاقی، که نتیجه‌اش جمهوری اسلامی است. جمهوری هم که مردم را دارد.
نکته دومی که در انقلاب ما بود، عدالت بود: «عدالت، آزادی، جمهوری اسلامی». عدالت را مردم می‌خواهند؛ نخبگی که دنبال عدالت نیست. دوباره آزادی بدون عدالت؛ همین شعار را هم بعد از جنگ دادند و همان روشنفکری لیبرال این شعارها را داد. عدالت را روی هوا بردند و فقط آزادی را مطرح کردند. نتیجه‌اش این مشکلاتی شد که در جامعه ما وجود دارد و تا امروز هم از آن خلاص نشده‌ایم. در بازسازی بعد از جنگ، لیبرالیسم را وارد این بحث‌ها کردند.
پس عدالت مال مردم است، آزادی مال نخبگان. اگر آزادی بر عدالت بنا شود، اخلاقی می‌شود؛ بعد نتیجه‌اش جمهوری اسلامی است. پس استقلال و عدالت، مبنایش مردم است. آزادی که روی این دو بنا شود، می‌شود جمهوری اسلامی.

علیرضا زادبر: مردم هم آزادی می‌خواهند دیگر.
ابراهیم فیاض: همان دیگر؛ ولی آزادی‌ای که مبنایش استقلال باشد، نه اینکه به استقلال کشور خیانت شود و بخواهند ایران را تجزیه کنند. استقلال و عدالت زیربناست.

علیرضا زادبر: رهبر شهید هم جمله‌ای شبیه این دارند که آزادی یک ملت، استقلالش است؛ استقلال به‌عنوان آزادی عمومی.
ابراهیم فیاض: وقتی استقلال نباشد، اصلاً آزادی معنا ندارد. [عبارت نامطمئن، حدود ۱۱:۴۲ تا ۱۱:۴۵]. مثلاً موقع جنگ جهانی دوم که ایران اشغال شد، [عبارت نامطمئن درباره گروه‌های نظامی غربی، حدود ۱۱:۴۹ تا ۱۱:۵۵]؛ آنارشیسم و بدبختی بود. بحثش مفصل است که وقتی ایران را اشغال کردند چه اتفاقی افتاد؛ واقعاً نمی‌توانم همه‌اش را بگویم.
خودم هر وقت [این موارد را] درمی‌آورم، حالم به هم می‌خورد که چه اتفاقاتی در خیابان‌های تهران با این نیروهای نظامی رخ داد. شهریور بیست که رضاشاه را بیرون کردند؛ بروید این قصه‌ها را دربیاورید که چه اتفاق‌هایی افتاد.

مردم به عنوان مبنای اجتماعی جمهوری اسلامی
پس مردم مبنای اصلی‌اند؛ چه استقلال، چه عدالت، چه آزادی، چه جمهوری اسلامی، مردم مبنای اصلی‌اند. ما از اول مقوله «انسان» نداشتیم؛ این را بعداً خلط کردند. مبنای اسلام هم در بحث اجتماعی، در قرآن، مردم‌اند، نه انسان. مبنای اجتماعی جمهوری اسلامی، مردم‌اند، نه انسان. اومانیسم نیست؛ چه اومانیسم فلسفی و چه اومانیسم عرفانی. چه اومانیسم فلسفی که مال غرب است و چه اومانیسم عرفانی که مال شرق است. مبنا مردم‌اند. چارچوب هم امام و مردم است، با همه ساختارش.
آقای زادبر، من در اینترنت دنبال کردم؛ درباره مردم هیچ چارچوب تئوریکی وجود ندارد. حتی به سه زبان اصلی اروپایی که با آن‌ها کار می‌کنم جست‌وجو کردم. مردم نیست؛ هر جا مردم را می‌آورند، به انسان برمی‌گردانند.

علیرضا زادبر: انسان‌محوری.
بله، اومانیسم؛ حتی در کتاب‌های علمی هم از مقوله مردم خبری نیست، مگر یک چیز تحقیرآمیز به نام «پاپ»؛ مثلاً موسیقی پاپ و چیزهایی از این قبیل.

ناس و انسان و آدم در بحث قرآنی
مبنای مردم، چارچوب بسیار عمیقی در قرآن دارد: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ». «یا أیها الناس».
انسان در قرآن به‌شدت منکوب می‌شود: «جزوعاً»، «منوعاً»، «کفوراً». چه اتفاقی در تاریخ رخ داد که در تفکر دینی به جای مردم، انسان را گذاشتند؟ فقط اشاره‌ای بکنم: از ابن‌عربی شروع شد؛ بعد هم در مولوی شد «انسانم آرزوست».
مبنای ما انسان نیست. در قرآن درباره انسان [تعبیر نامطمئن] گفته شده: «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ». پر از این است. یک جا دیدم که قرآن با انسان خنثی برخورد کرده؛ آنجا معنای انسان، بشر است، یعنی بُعد جسمانی‌اش. چون نسبت به جسم، نه منفی و نه مثبت، بلکه عادی نگاه می‌کند. ولی نسبت به انسان بد نگاه می‌کند. یک آرمانی هم دارد به اسم آدم؛ آدمی که همه اسمای الهی را به او یاد داده است.
این‌ها بحث‌های عمیقی است که نمی‌خواهم واردشان بشوم. باید یک‌وقتی واقعاً بنشینیم و این چارچوب‌های تئوریک را در برنامه شما بحث کنیم. پس مبنا «ناس» است. در قرآن، مبنای علوم اجتماعی و اندیشه اجتماعی، ناس است؛
و همه‌چیز روی آن بنا می‌شود. مثل همین آیه‌ای که خواندم؛ بحث کاملاً به هم پیچیده است و دنیای عمیقی از بحث دارد.

علیرضا زادبر: انبیا عدالت را هم باید با مردم محقق کنند.
بله؛ انبیا عدالت را هم باید با مردم محقق کنند. عدالت سوسیالیستی تبدیل به دیکتاتوری می‌شود؛ عدالت حزبی تبدیل به دیکتاتوری می‌شود. این عدالت، مردمی و عرفی است؛ با آزادی هم منافات پیدا نمی‌کند، بلکه آزادی هم در آن هست.
دفعه قبل هم که آمدم گفتم: خواجه نصیرالدین طوسی، آن عالم شهیر و آن فیلسوف شهیر، [عبارت نامطمئن]؛ فقط روز مهندس گذاشته‌اند. صاحب «اساس الاقتباس» و «اخلاق ناصری» شد روز مهندس! با اینکه مبنای تحول تفکر دینی در بحث عدالت، خواجه نصیرالدین طوسی است؛ چه در عالم سنت و چه در عالم شیعه.
[نام نامطمئن: ابوبکر باقلانی] بعدش در عالم سنت بحث‌های خواجه نصیر را ادامه داد؛ در شیعه هم قطب‌الدین کازرونی، یعنی قطب‌الدین شیرازی، که [عبارت نامطمئن]. خواجه نصیر چه کار کرده؟ گفته مبنای اخلاق و عدالت، حُسن و قُبح عقلی است.


حسن و قبح عقلی و آرای محموده
من اشاره می‌کنم؛ چیزی است که باید بنشینیم و روی آن کار کنیم. حُسن و قُبح عقلی را برمی‌گرداند به «آرای محموده»، «آرای مشهوره». مگر این غیر از دموکراسی است؟ آرای مشهوره، آرای محموده؛ «محموده» هم گفته، نه فقط مشهوره.
این می‌شود مبنای عدالت؛ یعنی آرای محموده، آرای کلی مردم. آرای مشهوره کلی مردم نسبت به عدالت می‌گوید زیباست، حُسن عقلی دارد؛ درباره ظلم می‌گوید قُبح دارد، زشت است. برای همین، ظلم با ظلمت و تاریکی هم‌ریشه است. هیچ زیبایی‌ای در تاریکی نیست. نور و زیبایی؛ عدالت نور است و در جامعه همیشه با زیبایی همراه می‌شود. همه می‌پسندندش. مردم عاشق عدالت‌اند، چون زیبایی است؛ آرای محموده مردم این است.
برای همین گفته «معروف»؛ مثلاً می‌گوید معروف و منکر. بعدش امر به معروف و نهی از منکر؛ امام علی در نهج‌البلاغه می‌گوید امر به معروف و نهی از منکر یک اقیانوس است و حتی جهاد در مقابلش یک قطره است. این نکته بسیار مهمی است؛ حتی جهادش هم یک قطره در برابر اقیانوس است.
ابراهیم فیاض: در امر به معروف و نهی از منکر، دوباره معروف آن چیزی است که مردم می‌گویند معروف است؛ منکر هم آن چیزی است که مردم منکرش هستند.

علیرضا زادبر: معروف آن چیزی است که مردم می‌شناسندش.
ابراهیم فیاض: معروف؛ اصلاً نگفته حَسَن، گفته امر به معروف، آنچه شناخته‌شده است. این آرای محموده و آرای مشهوره، این معروف و منکر، مهم‌ترین استراتژی حکومت هم هست؛ یعنی حکومت جمهوری اسلامی بر اساس امر به معروف و نهی از منکر است. [نام نامطمئن، حدود ۱۸:۵۴] قبل از انقلاب این را مطرح می‌کند که حکومت از باب امر به معروف و نهی از منکر است، نه از باب جهاد.
انقلاب ما هم امر به معروف و نهی از منکر بود؛ تظاهرات مردم بود، سلاح نظامی نبود، جهاد به آن معنایی که می‌گویند نبود. البته حضرت آقا در بحث فقهی‌شان این را بحث کرده‌اند که جهاد چندین نمونه دارد؛
و حضرت آقا خود جهاد را هم از باب امر به معروف و نهی از منکر دیده‌اند. این‌ها مبانی خیلی مهمی است، آقای زادبر. اگر این‌ها را بحث کنیم، کل مسائل فقهی ما عوض می‌شود؛ خیلی از مسائل اجتماعی ما حل می‌شود.

فطرت و خلقت هدایت یافته
حالا مبنای معروف و منکر، آرای محموده و آرای مشهوره، عدالت و ظلم، چیست؟ فطرت. «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا»، نه «فطر الإنسان علیها». این انحراف تاریخی است. قرآن می‌گوید «فطر الناس علیها»؛ مردم. مردم فطرت دارند. متأسفانه گفته‌ایم انسان‌ها فطرت دارند؛ انحراف تاریخی اینجا ایجاد شده است. دین قیّم همین است که بعدش در آیه قرآن می‌گوید.
فطرت یعنی چه؟ فقط اشاره‌ای می‌کنم و باید یک‌وقتی بیایم و این بحث‌ها را باز کنم. فطرت یعنی «خلقت هدایت‌یافته». یعنی زمین و آسمان هم فطرت دارند؛ «فاطر السماوات والأرض». این را فقط به «خالق السماوات والأرض» تعبیر می‌کنند. نه؛ اینجا کلمه‌ای درون کلمه، تضمین معنا دارد و در این قصه اشاره‌ای قوی هست.
مردم فطرت دارند، زمین و آسمان هم فطرت دارند. پس کل جهان بر اساس فطرت آفریده شده؛ خلقت هدایت‌یافته به سوی حق. برای همین می‌گوید زمین و آسمان را به حق آفریدیم؛ به باطل آفریده نشده‌اند. همه مقصد و قصد دارند؛ جهان قصد دارد، ما انسان‌ها هم قصد داریم. غیر از این باطل است.
شما بروید کلمه «حق» را در قرآن دربیاورید: چه چیز حق است و چه چیز باطل؟ تمام زمین و آسمان حق است؛ یعنی فطرت می‌شود حق. حق و باطل؛ اما بعد در آنچه مشهور به فلسفه اسلامی است، جایش وجود و عدم گذاشته‌اند که اشکال دارد. وجود خیلی مطلق است؛ هدایتی در آن نیست. این در بحث‌های بعدی، در بحث‌های سیاسی و کلامی، اثر دارد.
آقای زادبر، ما کارهایی کرده‌ایم و نفهمیده‌ایم چه کرده‌ایم. یکی از بچه‌های فلسفه که خیلی نابغه بود، [بخشی نامطمئن در معرفی فرد، حدود ۲۲:۱۰ تا ۲۲:۱۷]، می‌آمد و در بحث‌های من می‌نشست و گوش می‌کرد. چند وقت پیش گفت: «دعای عرفه را که خواندم، منقلب شدم. شوکه شدم که افق دعای عرفه با تمام فلسفه‌های دنیا چقدر فاصله دارد.» چون فلسفه خوانده، می‌فهمد.

امام و هدایت فطرت مردم
با این ساختاری که خدمتتان عرض کردم، مردم فطرت دارند، زمین و آسمان هم فطرت دارند. حالا امام چیست؟ خلقت هدایت‌یافته او در اوج است؛ فطرتش دیگر اوج است. امام و پیامبر با آن فطرت خود، فطرت مردم را هدایت می‌کنند. حرکت انبیا حق است و برای همین می‌ماند.
فقط اشاره‌ای می‌کنم: مبنای ما در فلسفه‌مان حق است، نه وجود و عدم؛ حق و باطل است.

حق و حقیقت و غایت حرکت انقلاب
در فلسفه غرب، حتی آن بزرگانش که نخواسته‌اند به نسبیت برسند، مثل خود هگل، مبنا حقیقت است، نه حق. حق اسم است؛ حقیقت صفت مشبهه است. خیلی فاصله دارد؛ صفت کجا، اسم کجا؟ فلسفه ما بر حق بنا شود و فلسفه‌ای بر حقیقت بنا شود، [این‌ها متفاوت‌اند]. پدیدارشناسی که معناگراترین فلسفه غرب است، هر کاری بکند به حقیقت برمی‌گردد، نه حق.
با این ساختار، غایت‌گرایی در تمام حرکت ما به وجود می‌آید. از اول که انقلاب شد، ما غایتی داشتیم؛ بحث جهانی هم داشتیم: «سال‌ها می‌گذرد، حادثه‌ها می‌آید / انتظار فرج از نیمه خرداد کشم». این شعر آخر عمر امام است. آخر عمر هم [بخشی نامطمئن درباره درخواست گفتن شعر، حدود ۲۴:۴۰ تا ۲۴:۴۵]، همین شعر را می‌گویند.
از اول که انقلاب در پانزده خرداد شروع شد، انتظار فرج بود؛ غایت داشت. آن بحث کسانی که می‌گویند بنشینیم و انقلاب نکنیم، هیچ کاری نکنیم تا امام زمان بیاید، ببینید چقدر حرف مزخرف و باطلی است. از اول مقصد معلوم بود. اصلاً بدون انقلاب اسلامی نمی‌شد به ظهور امام زمان برسیم.

علیرضا زادبر: خیلی حرف سنگینی است.
ابراهیم فیاض: اصلاً بدون غایت نمی‌توانیم. گفتم بحث حق است. حق یعنی وجود ضروری؛ یعنی هستی هست و از نظر عقلی ضرورتاً هم هست. [ادامه عبارت نامطمئن، حدود ۲۵:۴۳ تا ۲۵:۵۰].
وقتی بحث انتولوژیکال، یعنی وجودشناسی، می‌شود، نسبیت به وجود می‌آید. [ادامه توضیح درباره نسبیت، معناگرایی و نیهیلیسم و اشاره به نیچه، نامطمئن، حدود ۲۵:۵۷ تا ۲۶:۱۵].


علیرضا زادبر: حالا برسیم به این جنگ و این رفتاری که مردم در این چند ماه گذشته از خودشان نشان دادند. نسبت جنگ با آن فلسفه‌ای که توضیح دادید و مقوله امامت و امت چیست؟ جنگ سر چه بود؟
ابراهیم فیاض: چقدر وقت داریم؟

علیرضا زادبر: فکر می‌کنم پانزده دقیقه. البته بیشتر از این‌ها هم با شما صحبت دارم.
ابراهیم فیاض: بگذارید من بحث را تمام کنم؛ مطمئن باشید معلمی است.

امام خمینی و انتخاب راه مردم
ابراهیم فیاض: ببینید، از اول انقلاب، امام به بحث مردم آمد و گفت من جنگ مسلحانه را قبول ندارم. از اول هم، حتی فدائیان اسلام را امام قبول نکرد؛ با اینکه به‌شدت از آن‌ها طرفداری کرد و درباره اعدامشان سعی کرد جلوگیری کند. این‌ها در تاریخ امام هست. ولی امام با جنگ مسلحانه موافق نبود.
امام به همین آقایانی که پیش او می‌آمدند می‌گفت: «آقا، این مردم بودند که شما را از زندان آزاد کردند.» انقلاب، انقلاب مردم بود؛ هیچ سازمانی نبود. برای همین، این سازمان‌ها احساس عقب‌ماندگی کردند. مثلاً یکی از بزرگان نهضت آزادی گفته بود که ما مردم را راه انداخته بودیم برای تظاهرات؛ سر چهارراه رسیدیم، گروه دیگری از مردم آمدند که یک آخوند جلویشان بود. مردم ما را رها کردند و رفتند پشت سر آن آخوند. [ادامه نقل‌قول نامطمئن، حدود ۲۷:۴۱ تا ۲۷:۴۷].

خاطره پیروزی انقلاب در کازرون
اصلاً ارتش شاهنشاهی منحل شد. من خودم از نسل انقلابم؛ کسی نجنگید، ارتش و نیروی هوایی طرف انقلاب شدند. فقط یک شب گارد جاویدان حمله کرد و صبح هم تمام شد. یادم هست شب بیست‌ویک بهمن در کازرون جمع شدیم. گفتند بروید خانه‌هایتان؛ ممکن است امشب [عبارت نامطمئن]، پادگان را بگیریم.
بیست‌ودو بهمن دیدیم پادگان بزرگ کازرون، که آن موقع گروه [شماره نامطمئن] توپخانه بود، با تانک‌های چیفتن پرچم سفید بالا برده است. گفتند آقای ایمانی را خبر کنید؛ امام‌جمعه که بعداً امام‌جمعه کازرون شد. گفتند ایشان بیاید با ما مذاکره کند تا پادگان را تحویل ایشان بدهیم. کسی به پادگان حمله نکرده بود.
واقعاً این‌ها فیلم است؛ به خدا اگر بر اساس این‌ها فیلم داستانی بسازیم، خیلی عجیب است.

علیرضا زادبر: خودشان کشتند؛ ببینید در انقلاب فرانسه چه شد، زندان باستیل و... .
ابراهیم فیاض: بله، اینجا آن‌جوری نیست. قصه زندان باستیل چیز دیگری است. ولی ما بُعد رمانتیک داریم؛ ارتشی که تا دیروز، تا دیشب...
[عبارت نامطمئن در حدود ۲۹:۰۰ تا ۲۹:۰۳]. چند روز بعد می‌دیدیم که در کازرون آمدند راه‌پیمایی کردند و جلوی انقلاب رژه رفتند. حتی درباره امام، گفتند هلی‌کوپترها می‌خواهند بیایند و رژه بروند. امام در قم گفت بیایند. هرچه گفتند الان فلان و بهمان، امام رفت پشت‌بام منزل و هلی‌کوپترها هم رژه رفتند.
اصلاً مبنای انقلاب مردم بود. ارتش هم مردم بودند. امام گفت ارتش که خارج از مردم نیست؛ شما هم بچه مردم هستید. از پادگان‌ها فرار کردند؛ همه مردم بودند. جالب است: خانواده‌ها از شهرستان‌هایی مثل جهرم و کازرون، که بچه‌هایشان فرار کرده و در خانه مردم بودند، می‌رفتند پیش آن خانواده‌ها و آن‌ها را به خانه‌های خودشان می‌آوردند. داستان‌های زیادی داریم که هیچ‌کدام استخراج نشده؛ همه پر از زیبایی است.

نیروهای مردمی در جنگ تحمیلی اول
بعد جنگ تحمیلی اول شد. دوباره بنی‌صدرِ غرب‌گرا آمد و گفت ارتش؛ نیروهای بسیج و مردمی نه. اولش بگویم «نیروهای مردمی»؛ اول بسیج نداشتیم. مثلاً به سوسنگرد می‌رفتید، می‌دیدید این مقر کازرونی‌هاست، این مقر اهوازی‌هاست، این مقر تهرانی‌هاست. نیروها در سوسنگرد این‌طوری بودند.
بعد شدند بسیج مردمی، بعد شدند بسیج سپاه پاسداران؛ وقتی خواستند سازمانی‌اش کنند، شد بسیج سپاه پاسداران. اول اسمشان نیروهای مردمی بود. این را خیلی نگاه کنید؛ رفتند و شروع کردند به جنگیدن.
ببینید آنجا چه حماسه‌ای خلق شد و چه زیبایی‌شناسی‌ای. خانواده‌ای نُه شهید داده؛ در تاریخ جنگ هشت‌ساله خانواده‌ای داریم که نُه شهید داده است.

علیرضا زادبر: در این جنگ هم داریم؛ آن خانم خیلی خونسرد گفت: «هدیه به امام رضا.» گفت: «من خجالت می‌کشم چیزی بخواهم.»

ابراهیم فیاض: نگاه کنید؛ اینجا چه چیزی خلق می‌شود؟ آدم مبهوت می‌ماند. یکی از دوستانمان که دوره جنگ با ما بود، از نزدیکان حاج‌قاسم سلیمانی در قرارگاه رمضان است؛ مشهور هم هست، نمی‌خواهم اسمش را اینجا ببرم، سردار خوبی است. ما دوستان شهید مشترک داشتیم. به مادر شهید پناه بردیم که آرام بگیریم. آن شهید برای ما خیلی بزرگ بود؛ در غم او، به مادرش پناه بردیم که خودمان آرام بگیریم. عظمت را نگاه کنید؛ آن مادر هم از دنیا رفته است. چیزهایی می‌بینید که آدم شوکه می‌شود.

این زیبایی‌هاست؛ حالا خودش باید بیاید و بگوید پشت جبهه چه کار کردند. باید درباره همه این‌ها بحث شود.

جنگ دوازده روزه و مسئله حضور مردم
 در جنگ دوازده‌روزه دیدید که حتی نیروهای امنیتی، [بخشی نامطمئن، حدود ۳۲:۰۸ تا ۳۲:۱۶]، وقتی مردم از شهرها رفتند، احساس آرامش کردند که در شهرها نیستند؛ چون این‌ها جوانمرد نیستند و هیچ شرافت اخلاقی ندارند. بمب‌هایی به کار بردند که نه‌فقط آدم‌ها را کشتند، بلکه پودر کردند؛ شاید حتی پودر هم نباشد.
موجودات زنده را پودر کردند، درخت‌ها را سوزاندند؛ هرچه بگویید، با آن بمبی که انداختند. اینجا نکته‌ای بگویم: همان آزادی که گفتم مبنایش عدالت و استقلال است، اخلاقی می‌شود. اما آزادی‌ای که بر اساس دموکراسی حزبی بنا می‌شود، جز جنایت چیزی ندارد.

نقد دموکراسی حزبی
انقلاب اسلامی هیچ‌وقت این آزادی و دموکراسی حزبی را قبول نکرد. دوره دوم خرداد هم پول دادند که حزب درست کنند؛ همه بر باد رفت. شما دیدید ایران وارد ساختار دموکراسی مشارکتی شد؛ جبهه درست می‌شود و جبهه‌ها بحث می‌کنند، ولی حزب درست نمی‌شود.
الان نتانیاهو و ترامپ برای اینکه حزبشان پیروز شود، کشت‌وکشتار می‌کنند. نتانیاهو برای فرار از محاکمه فساد اقتصادی‌اش؛ من از اول، در «افق فلسطین»، بعد از هفت اکتبر گفتم که از نظر اقتصادی فاسد است و می‌خواهد به زندان نرود. همان وقت این بحث‌ها مطرح بود؛ الان هم دارد مطرح می‌شود. برای اینکه از محاکمه فرار کند و ترامپ هم پشتش دربیاید، رفت دنبال همین جنگ و کشت‌وکشتار.
این صدوبیست هزار نفری که الان در فلسطین کشته و شهید شده‌اند، به خاطر دموکراسی حزبی آقای ترامپ و قبلش بایدن و خود نتانیاهو است. جانی‌ترین نظام؛ من در تاریخ ندیده‌ام.
جانی‌ترین نظام، دموکراسی حزبی است. در مقابل، دموکراسی مشارکتی مال مردم است. در ایران نگاه کنید: این‌ها تجاوز و کشت‌وکشتار کردند، اما هر وقت گفتند آتش‌بس، ما گفتیم باشد؛ حتی گفتند مذاکره، گفتیم باشد. مبنا صلح است. مبنای اسلام صلح جهانی است. امام زمان برای صلح جهانی می‌آید، نه جنگ جهانی. این‌ها جنگ جهانی ایجاد می‌کنند.
آیت‌الله بهجت این را سال‌ها پیش، حتی قبل از انقلاب، می‌گفت: امام زمان می‌آید که جنگ‌هایی را که این‌ها شروع می‌کنند از بین ببرد و صلح جهانی ایجاد کند. صلح جهانی بر اساس مردم است؛ مردم صلح‌طلب‌اند، جنگ‌طلب نیستند. مردم زندگی می‌خواهند.

پیشگامی مردم و حکمت در حکمرانی
الان در این جنگ هم همان زیبایی‌ها را می‌بینید. دیشب یکی از دوستان و شاگردان قدیمی من برای سخنرانی به یکی از میدان‌های تهران رفته بود. آرام صحبت کرده بود؛ می‌خواست روشنفکری و علمی صحبت کند. گفت پایین که آمدم، جوان‌ها و مردم گفتند: «تو چقدر محافظه‌کاری! ما اینجا ایستاده‌ایم؛ الان نبرد است، تو چقدر محافظه‌کاری!» می‌گفت خجالت کشیدم.

علیرضا زادبر: مردم جلو هستند؟
ابراهیم فیاض: بله، خیلی جلو هستند. امام دوره جنگ می‌گوید مردم از ما جلوترند. نخست‌وزیر وقت به ایشان می‌گوید: «حتی از شما جلوترند؟» امام گفت: «بله، از من هم جلوترند.» هم در وصیت‌نامه امام و هم در صحبت‌های امام و حضرت آقا این هست؛ ما هم می‌رویم و یک‌دست می‌گوییم مردم هستند که همه را هدایت می‌کنند.
با این فطرت و بحثی که کردم، برسیم به حکمت که مبنای حکمرانی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است؛ نه فلسفه، نه عرفان؛ حکمت.

حکمت و عقل عملی
فطرت بُعد تکوینی بود؛ بُعد دانشی‌اش می‌شود حکمت. یک شب در افطاری اساتید، خدمت آقا درباره این صحبت کردم و آقا هم بحث حکمرانی و حکمت را به‌شدت تأیید کردند. موجود است؛ اگر خواستید ببینید. حکمت می‌شود مبنای حکمرانی و مبنای جمهوری اسلامی.
حکمت هم مال مردم است؛ عقل عملی است. مردم، فطرت، حکمت، نظام حکمرانی بر تمام مسائل؛ مبنا عقل عملی است. [عبارت نامطمئن درباره فیلسوفان، حدود ۳۷:۱۴ تا ۳۷:۲۲]. آخرش همه می‌گویند عقل عملی؛ عقل عملی یعنی همان حکمت.

علیرضا زادبر: فلسفه قرار بود در مسیر به حکمت برسد.
ابراهیم فیاض: اصلاً فلسفه یعنی دوستدار حکمت. «سوفیا» در زبان یونانی یعنی حکمت؛ گاهی گفته‌اند خرد. خواسته‌اند روشن نشود. دوستدار حکمت؛ نرسید، در فلسفه ماند، در مقدمه ماند و به حکمت نرسید.
این مبنای جغرافیایی هم دارد: غرب ترکیه، شمال دریای مرمره، یونان. این طرف، حکمت بوده که مقرّ آن ایران است؛ چون شرق و غرب به ایران می‌رسند. شرق عرفانی با غرب فلسفی در ایران [تعبیر نامطمئن، حدود ۳۸:۱۹ تا ۳۸:۲۶].
از نظر مردم‌شناسی می‌گویم ایران قلب جهان است و اصفهان قلب ایران؛ در بحث حکمت، اصفهان قلب جهان می‌شود. یکی مثل [نام کوچک نامطمئن] پوپ، ایران‌شناس مشهور که پانزده جلد کتاب دارد، می‌گوید مرا در اصفهان دفن کنید. [اشاره به ایران‌شناس دیگری و درخواست دفن او، نامطمئن، حدود ۳۸:۴۷ تا ۳۸:۵۳]. چرا این‌ها می‌گویند اصفهان؟ در وصیت‌نامه می‌گوید آینده جهان در ایران است، اصفهان قلبش است و من می‌خواهم در جایی دفن شوم که آینده جهان است.
ایران در کتاب مقدس هم آمده؛ در تورات، در کتاب [نام نامطمئن: الیاس]، این آمده که ایران آینده جهان است. آقای پوتین اولین بار که به ایران آمد، شبکه خبر با او صحبت کرد. گفت متفکران می‌گویند آینده ادیان ابراهیمی، مسیحیت و اسلام و یهود، در ایران تعیین می‌شود؛ ما هم می‌خواهیم با ایران ارتباط داشته باشیم. این را آقای پوتین می‌گوید.

غایت گرایی و انتظار فرج
ابراهیم فیاض: این بحث کاملاً غایت‌گرایانه، تله‌ئولوژیکال، است. انحرافی که در ما ایجاد شد، بعد از همین جنگ شد: انتولوژیکال، وجودگرایانه؛ غایت را از بین بردند. همان‌هایی که قبل از انقلاب، شب نیمه‌شعبان می‌گرفتند و بحث آرمان مستضعفین را مطرح می‌کردند، بعد آرمان مستضعفین و آخرالزمان و امام زمان را منتفی کردند و گفتند شاید بعدها، خیلی سال بعد.
بعد «نراه قریباً» را گفتند «نراه بعیداً»؛ با اینکه تصریح قرآن است: «إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیدًا وَنَرَاهُ قَرِیبًا». ما فرج را نزدیک می‌دانیم. این کفارند که دور می‌دانند و به خلاف می‌افتند؛ در تاریخ هم افتاده‌اند. هرکس بخواهد غایت‌گرایی را منتفی کند، بعدش فساد هم ایجاد می‌شود؛ یعنی بدون هدف و بدون قصد. گفتم حق و باطل تابع همان قصدند.
انقلاب اسلامی ما بر اساس حق، فطرت و حکمت بوده است. کشت‌وکشتار در آن نشد؛ توضیح دادم ارتش چطور با مردم همراه شد. بعد در جنگ هم ارتش و مردم کنار هم جنگیدند؛ بسیج و ارتش با هم. در مقابل، آن بنی‌صدر غرب‌گرا می‌گفت ارتش بله، بسیج نه. تا رفت، بلافاصله با همکاری بسیج و ارتش، فتح‌المبین اتفاق افتاد و آن‌همه از شمال خوزستان آزاد شد؛ بعد هم در بیت‌المقدس، خرمشهر آزاد شد. در یک سال؛ نیروی مردمی این است.

امامت و حفظ نظام اجتماعی
ابراهیم فیاض: حکمت کاملاً بر ما حاکم است؛ جمهوریتش بر اساس همین حکمت است. ولایت فقیه یعنی بحث حکمت. این‌قدر اوج گرفته، آقای زادبر، که حضرت امام آخر عمرشان تشخیص مصلحت را درست کردند. مبنای امامت، حفظ نظام اجتماعی است؛ «حفظاً للنظام».
در اذن دخول نگاه کنید: باب زیارات مفاتیح که شروع می‌شود، دو اذن دخول دارد. اذن دخول یعنی با شعور وارد زیارت قبر شوید. اولی را غالباً در حرم‌ها زده‌اند؛ دومی را نگذاشته‌اند، چون محتوایش خیلی سنگین است. در اذن دخول دوم می‌گوید: «ملوکاً لحفظ النظام»؛ پادشاهان حفظ نظام اجتماعی. امنیت مهم‌ترین مقوله آن است. امامت مبنای حفظ نظام اجتماعی است.
بعد، مصلحت برای زندگی مردم است. احکام اولیه اگر با زندگی مردم مشکل پیدا کنند، جایشان را به مصلحت می‌دهند. ببینید: یک مجلس شورای اسلامی داریم و یک شورای نگهبان که آنجا مبانی حقوقی و فقهی و قانون بحث می‌شود. امام چیزی بالاتر آوردند: حفظ نظام، مصلحت. آنجا که گیر می‌کنیم، برای اینکه زندگی مردم به هم نخورد، باید مصلحت بیاید. نسبتش با حکم اولیه، وارد و مورود است، نه حاکم و محکوم. علما این بحث‌ها را دقیق گوش کنند.
امامت، زندگی مردم است؛ اصلاً بحث فطرت است. زمین و آسمان هم فطرت دارند. این بر اساس زندگی مردم است. [ادامه عبارت نامطمئن، حدود ۴۳:۳۴ تا ۴۳:۴۱]. هر وقت لازم شد به من تذکر بدهید.

علیرضا زادبر: سه چهار دقیقه دیگر وقت داریم.
ابراهیم فیاض: امامت برای اینکه بخواهد رادیکال باشد یا بنیادگرایی باشد، نیست. امام وقتی این را توضیح می‌دهد، می‌گوید این مصلحت‌گرایی همان سنت پیغمبر است. آن بحث مشهور نمازجمعه و گفت‌وگو با حضرت آقا؛ امام این را به ایشان می‌گوید و حضرت آقا می‌گویند بله، من قبول دارم. این ولایت فقیه به ولایت محمدیه برمی‌گردد؛ ولایت مطلقه محمدیه.

مشورت و تصمیم گیری
مصلحت را چه چیزی تعیین می‌کند؟ مشورت. مشورت یعنی چه؟ «وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَیْنَهُمْ»؛ «وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ». ببینید، «امر»؛ در بُعد تکوینی عام‌ترین مقوله «شیء» است و در بُعد اعتباریات، بعد از شیء، عام‌ترین مقوله «امر» است.
می‌گوید امر مردم، کل زندگی مردم: «وأمرهم شورى بینهم»، با خود مردم است. «وشاورهم فی الأمر». [عبارت نامطمئن در حدود ۴۴:۴۹ تا ۴۴:۵۲]. «فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ». اینجا دیگر مدیریت شورایی نیست؛ پیغمبر باید تصمیم بگیرد، امام باید تصمیم بگیرد، ولی‌فقیه باید تصمیم بگیرد.
کشور ما در بُعد اجرا شورایی نیست؛ در بُعد تفکر چرا، در بُعد تصمیم‌گیری چرا. همین است که مصلحت برای تصمیم‌گیری می‌آید؛ همین شوراها، مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان. حتی شورای نگهبان هم در این قصه هست؛ در آخر هم اگر اختلاف افتاد، تشخیص مصلحت.


علیرضا زادبر: بسیار عالی. در شب عید غدیر بحث لازمی بود؛ هم در نسبت با پانزده خرداد و رحلت امام و عید غدیر و هم خود جنگ تحمیلی سوم. نیاز داریم در سطح بالاتری به این جنگ نگاه کنیم، چون بسیاری جنگ را در این حد روایت می‌کنند که آمریکا هسته‌ای را می‌خواهد، آن چهارصد کیلو را می‌خواهد، تنگه هرمز را می‌خواهد. این مبانی نظری بسیار لازم است تا بدانیم در چه مرحله‌ای هستیم. خیلی ممنونم از شما؛ لازم است ادامه بدهیم.
ابراهیم فیاض: بگویم که الان خود آن‌ها خیلی جدی اعلام می‌کنند نبردشان جنگ تمدنی است. نتانیاهو که در کنگره آمریکا سخنرانی کرد، درباره هفت اکتبر گفت جنگ ما تمدنی است.

علیرضا زادبر: وجودی ـ تمدنی.
ابراهیم فیاض: وجودی ـ تمدنی. همین آخر که علیه ما عملیات کرد و حضرت آقا را به شهادت رساندند، روز اول گفت این نبرد پیشگیرانه است؛ در دوازده‌روزه هم گفت نبرد پیشگیرانه. پیشگیری از چه؟ از همان غایتی که در جهان می‌خواهد خلق شود و در کتاب‌هایشان آمده که ایرانی‌ها متکفل آن هستند. [عبارت نامطمئن درباره «یدالله مغلولة»، حدود ۴۶:۳۳ تا ۴۶:۳۶]. خودشان گفته‌اند خدا تماشاچی است، نشسته و نگاه می‌کند؛ هفت اکتبر هم گفتند.

علیرضا زادبر: از شما مردم عزیز هم سپاسگزارم. یک بار دیگر عید سعید غدیر خم را تبریک عرض می‌کنم. سید عزیز شهید، سیدعلی خامنه‌ای؛ اولین سالی است که در غدیر در بین ما نیست. روح و روان او قرین رحمت. یاد امام عزیز را هم گرامی می‌داریم؛ کسی که به ما، به نسل ما، جرئت داد که مقابل اجنبی، مقابل آمریکا بایستیم. ممنونم از همراهی شما با برنامه «جریان». خدا نگهدارتان.

نظرات 0
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید!
ثبت نظر