کلام، سلاحِ نخستِ نبرد
اندیشه سیاسی اسلام

کلام، سلاحِ نخستِ نبرد

30 شهریور 1405 11 دقیقه مطالعه 89 بازدید
کلام، پیش از موشک‌ها شلیک می‌شود؛ قرآن بازدارندگی را بنیان می‌نهد، سیره معصومان و رهبران انقلاب آن را به افشاگری و قهرمانی می‌رسانند و مسئولان را به قاطعیت فرا می‌خوانند.

پیش از آنکه موشک‌ها پرتاب شوند و جنگ‌افزارها به میدان آیند، «کلام» صحنه‌ نخست نبرد است. در منطق قرآن، قدرتِ کلام، درست به اندازه‌ قدرتِ شمشیر، بازدارنده و مؤثر است. خداوند در آیۀ ۶۰ سوره انفال، خطاب به مؤمنان می‌فرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ…»؛ یعنی هر آنچه از نیرو در توان دارید آماده کنید تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خود را به وحشت اندازید. این آیه، صرفاً به قدرت نظامی اشاره ندارد؛ بلکه «قوّه» را شامل هر نوع قدرت بازدارنده‌ای می‌داند که بتواند دشمن را از تجاوز بازدارد. یکی از بارزترین مصادیق این «قوّه» در عصر کنونی، ادبیات بازدارنده و مواضع کوبنده‌ای است که در برابر اهانت‌ها، تهدیدها و رجزخوانی‌های دشمن، به کار گرفته می‌شود. این نوشتار، در پی آن است تا با مرور آیات، سیره معصومان(ع) و مواضع رهبران انقلاب، چارچوب ادبیات بازدارندگی در اسلام را تبیین کند و با تطبیق آن بر شرایط کنونی، به نقد و ارتقای ادبیات مسئولان ایرانی بپردازد.

 

مبانی قرآنی ادبیات بازدارندگی

1- اصل «تُرْهِبُونَ»؛ ایجاد رعب و وحشت در دل دشمن

آیه ۶۰ سوره انفال، یکی از بنیادی‌ترین آیات در زمینه بازدارندگی است. قرآن در این آیه، مؤمنان را به «ایجاد خوف» در دل دشمن فرمان می‌دهد. این «خوف‌آفرینی»، نه از طریق ظلم و تجاوز، که از طریق «قدرت‌نمایی» و «آمادگی همه‌جانبه» محقق می‌شود. بر اساس این آیه، هرگونه ضعف در ادبیات، مواضع یا توانمندی‌ها، می‌تواند طمع دشمن را برانگیزد. بنابراین، در شرایط جنگ و تقابل، ادبیات باید «بازدارنده»، «قاطع» و «فاقد هرگونه نشانه‌ای از تردید و انفعال» باشد. متأسفانه، در برخی مواضع مسئولان کشورمان، به‌جای ایجاد رعب در دل دشمن، پالس‌های ضعف و انفعالی ارسال شده که خود به افزایش طمع دشمن انجامیده است.

 

2- توبیخ القای خوف به مؤمنان

در مقابلِ ایجاد خوف در دل دشمن، قرآن مسلمانان را از ترسیدن از دشمن و القای این ترس به یکدیگر، به شدت نهی می‌کند. در آیه ۱۷۳ سوره آل‌عمران، پس از آنکه مشرکان برای ترساندن مسلمانان، آنان را از قدرت خود آگاه کردند، قرآن می‌فرماید: «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ»؛ کسانی که مردم به آنان گفتند که دشمنان برای شما جمع شده‌اند، پس از آنان بترسید، اما این سخن، بر ایمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را بس است و او نیکوکارگزار است.» این آیه، به روشنی نشان می‌دهد که القای خوف از دشمن در میان مؤمنان، نه تنها جایز نیست، بلکه با افزایش ایمان، باید با آن مقابله کرد. بنابراین، هرگونه ادبیاتی که باعث ایجاد «ترس» و «ناامیدی» در میان مردم و مجاهدان شود، عملی نکوهیده و مغایر با آموزه‌های قرآنی است.

 

3- افشاگری به جای ناسزاگویی

قرآن کریم، مؤمنان را از ناسزاگویی به دشمنان نهی کرده است: «وَ لَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ» (انعام، ۱۰۸). با این حال، این نهی، به معنای «سکوت» یا «انفعال» نیست. امام علی (ع) در نهج‌البلاغه، به بهترین شکل، میان «ناسزا» و «افشاگری» تفکیک قائل شده‌اند. ایشان در پاسخ به یارانی که می‌خواستند به دشمن ناسزا بگویند، فرمودند: «اگر بدی‌ها و کارهای زشت دشمن را افشا کنید و بر شمارید، استوارتر در گفتار و رساتر در عذر است». بنابراین، در شرایط جنگ، به‌جای ناسزا و فحاشی که نه تنها بازدارنده نیست، بلکه بهانه‌ای برای دشمن فراهم می‌کند، باید با «افشاگری مستند» و «روایت‌گری صادقانه» از جنایات دشمن، چهره پلید او را به جهانیان نشان داد و روحیه جبهه خودی را تقویت کرد.

 

سیره معصومان(ع)؛ رجز، افشاگری و پاسخ کوبنده

رجزخوانی، به عنوان یک سنت کهن عربی، در میادین نبرد صدر اسلام، نقشی کلیدی در جنگ روانی داشت. رجز، شعری بود که جنگجو در میدان، با آن خود را معرفی، شجاعت خود را به رخ دشمن می‌کشید و یا حقانیت خود را اعلام می‌داشت. این نوع ادبیات، ضمن ایجاد رعب در دل دشمن، روحیه رزمندگان را تقویت می‌کرد و مرز میان «حق» و «باطل» را به روشنی ترسیم می‌نمود. سیره معصومان(ع) در این زمینه، الگویی کامل و بی‌نظیر است.

 

1- رجزهای امام حسین(ع)؛ پاسخ کوبنده به پیمان‌شکنان

امام حسین(ع) در روز عاشورا، در اوج تنهایی و با وجود برتری عددی و نظامی دشمن، با رجزهایی کوبنده، به افشای جنایت پیمان‌شکنان پرداختند. ایشان در یکی از رجزهای خود فرمودند: «کَفَرَ الْقَوْمُ وَ قِدْماً رَغِبُوا / عَنْ ثَوَابِ اللَّهِ رَبِّ الثَّقَلَیْنِ» (این قوم کفر ورزیدند و از پاداش خدا روی گردان شدند). این رجز، با بیانی شیوا و بدون هیچگونه ناسزا، چهره پلید دشمن را افشا کرد و حقانیت جبهه خودی را به اثبات رساند. این رویکرد، دقیقاً منطبق بر آموزه‌های قرآنی و سیره علوی است که در آن، «افشاگری» جای «ناسزاگویی» را می‌گیرد. متأسفانه، در شرایط کنونی، گزارش‌های مستند از جنایات دشمن، کمتر با ادبیاتی حماسی و قهرمانانه به جامعه منتقل می‌شود.

 

2- سیره نبوی؛ دعوت پیش از پیکار

پیامبر اکرم (ص) در تمام جنگ‌های خود، «دعوت» و «اتمام حجت» را بر «قتال» مقدم می‌داشتند. ایشان هرگز دشمن را غافلگیر نمی‌کردند و همواره با فرستادن نامه‌هایی به سران قبایل و پادشاهان، آنان را به اسلام دعوت می‌کردند و از جنگ با مسلمانان برحذر می‌داشتند. ایشان همچنین در وصایای خود به فرماندهان سپاه، تأکید می‌کردند که قبل از هر اقدامی، دشمن را به اسلام دعوت کنند و از جنگ با آنان خودداری نمایند. این رویکرد، نشان می‌دهد که در شرایط جنگ، حتی پیش از آغاز درگیری، باید با ادبیاتی قاطع و بازدارنده، حجت را بر دشمن تمام کرد تا هیچ بهانه‌ای برای توجیه جنایت خود نداشته باشد.

 

ادبیات بازدارندگی در اندیشۀ رهبران انقلاب

امام خمینی(ره) در مواجهه با دشمنان، رویکردی مبتنی بر اصول اسلامی داشتند. ایشان هرگز به دام ناسزاگویی نیفتادند، اما با صلابت و قاطعیت، چهره واقعی دشمن را افشا می‌کردند. جمله معروف ایشان که «از ناسزا شنیدن نهراسید»، نشان‌دهنده یک روحیه عزتمندانه است؛ مؤمن نباید از توهین دشمن بترسد، اما این به معنای پاسخ با ناسزا نیست، بلکه به معنای استقامت در راه حق است. ایشان در پاسخ به استفتایی درباره جواز فحش دادن، به صراحت فرمودند: «فحش حرام است و فرقی در بین نیست». بنابراین، در مکتب امام، «افشاگری» و «استقامت»، جای «ناسزاگویی» را می‌گیرد.

رهبر شهید، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(ره)، در مواجهه با جنگ‌های گوناگون با ادبیاتی کاملاً بازدارنده و هراس‌انگیز، مواضع دشمن را در هم کوبیدند. ایشان پس از پایان جنگ دوازده‌روزه، در مراسم بزرگداشت شهدا، با بیانی قاطع فرمودند: «جمهوری اسلامی و ملت عزیز ایران قدرت خود، عزم و اراده‌ خود، استقامت خود، دست پُر خود را به دنیا نشان داد. اگر دیگران از دور چیزی شنیده بودند، از نزدیک قدرت جمهوری اسلامی را احساس کردند» . این ادبیات، که سرشار از «امید»، «قدرت» و «استحکام» است، نه تنها روحیه جبهه خودی را تقویت کرد، بلکه دشمن را به شدت مرعوب ساخت. ایشان همچنین بر «استحکام بی‌نظیر پایه‌های نظام» تأکید کردند که خود نشان از یک بازدارندگی همه‌جانبه دارد. رهبر شهید در پاسخ به تهدیدات و اهانت‌های دشمن، نه تنها از «نرمش» و «انفعال» پرهیز کردند، بلکه با «صلابت» و «عقلانیت»، مواضعی اتخاذ نمودند که هرگونه طمع دشمن را از بین می‌برد. ایشان همواره بر «جهاد تبیین» به عنوان یک اصل راهبردی تأکید داشتند و بر لزوم «پیش‌دستی در روایت» و «جنگ روایت‌ها» صحّه می‌گذاشتند.

 

 

رهبر معظم انقلاب (حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای)؛ استمرار راه مقاومت

رهبر معظم انقلاب نیز در ادامه راه شهیدان، بر «مکتب مقاومت» تأکید داشته و با تکیه بر قرآن و سیره، از مردم و مسئولان خواسته‌اند که با «عزت و حکمت» در برابر دشمنان ایستادگی کنند و هیچ‌گاه با نرمش‌های نابجا، به دشمن پالس ضعف ندهند. ایشان بر این باورند که شکست دشمنان، تنها با «ایستادگی» و «استقامت» ممکن است. در این مکتب، مقاومت یک تاکتیک نیست، بلکه یک «فرهنگ» و یک «ایمان» است.

 

تحلیل مواضع ضعیف و قوت‌های ادبیات دشمن

در سال‌های اخیر، در مواجهه با توهین‌های مکرر رئیس‌جمهور آمریکا و دیگر مقامات غربی، گاهی شاهد ادبیاتی از سوی برخی مسئولان ایرانی بوده‌ایم که با شأن یک نظام الهی و در شأن یک ملت بزرگ، همخوانی نداشته است. گاه واکنش‌ها بیش از حد انفعالی و گاه با ادبیاتی احساسی و غیرحکیمانه همراه بوده است.

الف) ادبیات انفعالی و واکنشی: برخی پاسخ‌های مسئولان، صرفاً در چارچوب «واکنش» به رفتار دشمن باقی مانده و هیچ‌گاه نتوانسته است «ابتکار» عمل را به دست گیرد. به‌عنوان نمونه، در برابر ناسزاهای ترامپ، برخی تنها به «محکومیت» اکتفا کرده‌اند، بدون آنکه از ظرفیت‌های «افشاگری» و «تبیین» بهره ببرند. این رویکرد، ضمن تقویت روحیه طمع در دشمن، جامعه را دچار سرخوردگی و ناامیدی می‌کند.

ب) عدم استفاده از ظرفیت «افشاگری»: رجزهای عاشورا نشان داد که «افشای جنایات دشمن» با بیانی شیوا و مستدل، نه تنها به نفع جبهه حق است، بلکه دشمن را در انظار عمومی رسوا می‌کند.

ج) خلط میان «ادبیات رسمی» و «ادبیات جنگی»: بسیاری از مسئولان، در مواجهه با دشمن، از همان ادبیاتِ آرام و دیپلماتیک دوران صلح استفاده می‌کنند، در حالی که در شرایط جنگ (اعم از سخت و نرم)، باید از ادبیاتِ قاطع، بازدارنده و مبتنی بر «مکتب مقاومت» بهره گرفت.

 

ادبیات محکم و هراس‌انگیز ترامپ و اطرافیان

علی‌رغم شکست‌های نظامی و راهبردی آمریکا در جنگ‌های اخیر، دونالد ترامپ و اطرافیانش، با ادبیاتی محکم، قاطع و هراس‌انگیز، فضای جنگ را مدیریت کرده‌اند. ترامپ با بهره‌گیری از کلماتی چون «تسلیم بی‌قیدوشرط»، «دیوار هسته‌ای»، «نابودی کامل» و «تغییر رژیم»، سعی در ایجاد رعب و وحشت داشته است. به‌عنوان نمونه، او در یکی از اظهارات خود، حمله به ایران را «مانند حذف سرطان از بدن» توصیف کرد که نشان از ادبیاتی بسیار خشن و بازدارنده دارد. با این حال، تناقضات و هذیان‌گویی‌های ترامپ نیز نشان می‌دهد که این ادبیات، بیش از آنکه مبتنی بر قدرت واقعی باشد، بر «جنگ روانی» و «بازی با اعصاب» استوار است. با وجود این، نمی‌توان تأثیر بازدارندگی این ادبیات را در ایجاد وحشت در میان برخی از جبهه‌های داخلی، نادیده گرفت.

 

ارتقای ادبیات بازدارندگی

الف) بازگشت به منطق قرآنی «افشاگری»: به جای پاسخ با ناسزا یا سکوت، باید با استدلال و منطق، چهره واقعی دشمن را افشا کرد. این کار، هم عزت را حفظ می‌کند و هم تأثیرگذاری بیشتری دارد. ادبیات «افشاگری» ایجاب می‌کند که جنایات دشمن، با بیانی مستدل و مستند، به جهانیان نشان داده شود.

ب) استفاده از قالب‌های حماسی و رجزگونه: در میدان نبرد، باید از کلماتی قاطع، بازدارنده و حماسی استفاده کرد. به کار بردن ادبیات مشابه و بروز و بومی شده رجزهای عاشورایی در بیانیه‌های رسمی، می‌تواند به تقویت روحیه جبهه خودی و ایجاد رعب در دل دشمن کمک کند. این ادبیات، باید «امید» را در دل ملت زنده و «یأس» را در دل دشمن نهادینه کند.

ج) پاسخ قاطع و فوری به تهدیدات: در شرایطی که دشمن با ادبیات رکیک و توهین‌آمیز به میدان آمده است، ادبیات «افشاگری» و «بازدارندگی» باید با شدت بیشتری به کار گرفته شود. به‌عنوان نمونه، در برابر ناسزاهای ترامپ، می‌توان با انتشار گزارش‌های مستند از جنایات این کشور در منطقه و رسوایی‌های مالی و اخلاقی او، چهره او را به جهانیان نشان داد. این رویکرد، منطبق بر سیره امام حسین(ع) است که در برابر جنایت‌کاران کربلا، به «افشای جنایت» پرداخت، نه به «ناسزاگویی».

د) آموزش ادبیات مقاومت به مسئولان و نخبگان: باید با برگزاری دوره‌های آموزشی مبتنی بر «مکتب مقاومت»، مسئولان و کارگزاران را با ادبیات صحیح و قاطع در مواجهه با دشمن آشنا کرد. این آموزش، باید شامل «تبیین آیات مقاومت» و «الگوگیری از سیره معصومان(ع)» باشد.

 

از ادبیات انفعالی تا ادبیات قهرمانانه

بر اساس آموزه‌های قرآنی، سیره معصومان(ع) و اندیشه‌های رهبران انقلاب، ادبیات جنگ و بازدارندگی در اسلام، بر چهار اصل اساسی استوار است: ایجاد رعب در دل دشمن (با تکیه بر آیه ۶۰ انفال)، افشاگری مستند به جای ناسزاگویی (با الهام از سیره علوی)، پاسخ قاطع و فوری به تهدیدات و ایجاد امید و حماسه در میان خودی‌ها. متأسفانه، در شرایط کنونی، ادبیات برخی مسئولان در برابر اهانت‌های دشمن، با این اصول فاصله دارد و نیازمند ارتقای اساسی است. اما مواضع بازدارنده رهبر شهید (ره) و لحن و ادبیات متقن و مستحکم رهبرمعظم انقلاب حضرت آیت الله امام سیدمجتبی خامنه‌ای (حفظه‌الله تعالی)، الگویی بی‌نظیر برای این ارتقا به شمار می‌روند.

نظرات 0
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید!
ثبت نظر