سالها بدلیل سیاست منطقهای ج.ا مورد انتقاد کسانی بود که بعضا خود را آریایی و مفتخر به کوروش معرفی میکنند. نه فقط کوروش در بینالنهرین، بلکه جانشینش (داریوش) در فتح جزایر دریای اژه و تراکیه، و در ادامه جانشین او (خشایارشا: نوه کوروش) که با گذر شگفتآور از تنگه داردانل و فتح آتن، اولین رویارویی با غرب را به موفقیتی تاریخی پیوند زد، هخامنشیان با تقابل فراسرزمینی شناخته میشوند. تقابلی که بر اساس ایدئولوژی شکل میگرفت و در کتیبههای متعدد از داریوش و خشایارشا، ثبت شده که براساس فرمان اهورامزدا و برای محو پرستش دیوان و خدایان، پیش رفتهاند.
شهید سید علی خامنهای را میتوان از جنبه سیاست خارجی، هخامنشیترین حاکم ایران پس از اسلام نامید و البته که سیاست خارجی، مهمترین و هویتیترین جنبه حکومت هخامنشیان بوده است. او با احیا و تقویت محور جبلعامل - بینالنهرین - باب المندب توانست ایران بزرگ باستان را با آموزههای حماسی تشیع در هم آمیزد و (علیرغم پیچیدگی دولت - ملتهای مدرن)، این پهنه وسیع و در همتنیده را متحد و مجهز سازد.
میراث او اکنون در یک تقابل تاریخی و تعیین کننده با مسلحترین نسخه امپراطوری غرب در حال محک خوردن است و فعال - پس از ۱۲ روز و سپس ۴۰ روز نبرد هوشمندانه و شجاعانه - ترازوی میدان را به سمت فرزندان ایران زمین چرخانده است.
استقامت و اصرار بر خواستههای هژمونیک (ولو اینکه به درگیریهای بعدی هم بینجامد)، حتما نقشی سرنوشتساز در تثبیت دستاوردهای میدانی و دور کردن سایههای جنگ و دندانهای طمع از این کشور دارد. امید که چشمان نزدیکبین که صرفا گذران یکی دو سال آینده را میبینند، بر نگاههای دوراندیش و راهبردی غلبه نیابند.