نقاب وحدت
سیاست

نقاب وحدت

19 مرداد 1405 4 دقیقه مطالعه 33 بازدید
آیا تأکید بر وحدت می‌تواند به ابزاری برای بی‌اعتبار کردن نقد و حذف اختلافات واقعی از عرصه سیاست تبدیل شود؟ این یادداشت با بررسی نسبت میان اختلاف سیاسی، عقلانیت و مفهوم وحدت، استدلال می‌کند که مخالفت با تصمیم‌های دولت را نمی‌توان صرفاً به جناح‌بندی و منافع سیاسی تقلیل داد و تأکید دارد که سیاست، عرصه مواجهه و سنجش تدبیرهای متفاوت برای اداره امور کشور است.
فرض کنید جمعی نشسته‌اند تا درباره‌ی مسیری تصمیم بگیرند که پیامدش متوجه همه است. یک عده از یک راه دفاع می‌کنند و عده‌ای دیگر از راهی متفاوت. استدلال می‌آورند، محاسبه می‌کنند، از هزینه و فایده می‌گویند و در نهایت رأی‌گیری می‌شود. اکثریت با یک طرف است و تصمیم گرفته می‌شود. تا اینجا، ماجرا کاملاً سیاسی است؛ چون سیاست در معنای جدی خود چیزی جز همین مواجهه‌ی تدبیرها نیست. مسئله از جایی آغاز می‌شود که طرف پیروز، به جای دفاع از تصمیم خود، می‌کوشد اساس مخالفت را بی‌اعتبار کند. دیگر نمی‌گوید «این تصمیم درست‌تر بود»، بلکه می‌گوید «مخالفان از اساس اهل فهم درست ماجرا نبودند» یا «درگیر بازی سیاسی و منافع خودشان بودند».

این لحظه، شروع و آغازی بر یک مشکل و اختلال است. چرا که در این تلقی، مخالف دیگر کسی نیست که محاسبه‌ی غیری دارد؛ کسی است که گویا از دایره‌ی عقلانیت و تشخیص مسئولانه بیرون افتاده.  با این جابه‌جایی، بحث از خود تصمیم و جدل میان تدبیرها برداشته می‌شود و می‌رود روی نیت و انگیزه‌ی مخالفان. در اینجا به جای آنکه گفته شود دو قرائت از مصلحت عمومی وجود دارد، گفته می‌شود فقط یک قرائت ملی و کارشناسی است و بقیه، آمیخته به اغراض جناحی‌اند و این نقطه‌ای است که سیاست، به معنای دقیق خودش، مستحیل می‌شود.

با این توصیف می‌رسیم به صحبت‌های اخیر پزشکیان که منتقدان توافق را به جناح‌بندی و بازی سیاسی متهم کرده است. انگار که چون دست منتقدین از این نمایش کوتاه بوده، دلواپس و نگران شدند و می‌خواهند بازی جناب‌شان را برهم زنند. البته که شاید هم عده‌ای با همین نیت مخالفت می‌کنند اما مگر رئیس جمهور می‌تواند به بهانه عده‌ای اندک، چنین امر سیاسی را به ابتذال بکشاند؟

پزشکیان و دوستانش شاید ندانند اما سیاست را از مقام یک اختلاف مشروع بر سر تدبیر امور آتی پایین کشیده‌اند و به سطح زد و خوردهای سبک رسانه‌ای تقلیل داده‌اند. انگار که در قاموس آن‌ها، دعوای سیاسی یعنی یک‌مشت جنجال توخالی برای کم‌کردن روی همدیگر یا چنگ زدن به کرسی‌های قدرت. اگر سیاست را از این سطح نازل دعواهای روزمره و برچسب‌زنی‌های رسانه‌ای جدا کنیم، روشن است که سیاست در اصل میدانی برای انتخاب میان راه‌های بدیل است. جایی که یک طرف می‌گوید این مسیر می‌تواند کشور را از بحران عبور دهد و طرف دیگر هشدار می‌دهد که همین مسیر ممکن است بنیان‌های تصمیم‌گیری را فرسوده کند. امر سیاسی یعنی ما با یک نزاع جدی بر سر تدبیرها مواجهیم، نه با یک حاشیه‌ی کم‌اهمیت که اضافی و غیرضروری جلوه کند.

از همین جهت تعبیر جنگ تدبیرها تعبیر مهمی است. نشان می‌دهد که اختلاف بر سر یک توافق، اختلاف بر سر یک سلیقه یا امتیاز فردی نیست. دعوا بر سر این است که کشور چگونه باید موقعیت خود را بفهمد، چه چیزی را عقب‌نشینی بداند و چه چیزی را بازآرایی، کجا انعطاف را عقلانیت تلقی کند و کجا همان انعطاف را مقدمه‌ی انقیاد ببیند.

نسبت دادن هر مخالفتی به منفعت‌طلبی یا بازی‌های جناحی، عملا معادل پاک‌کردن صورت‌مسئله و فرار از پاسخگویی است. دولت با این برچسب‌ها، منتقد را از همان اول از اعتبار ساقط می‌کند تا مجبور نباشد به حرف حسابش گوش کند.  با این کار نتیجه هم روشن است؛ امکان مواجهه‌ی واقعی با اختلاف از بین می‌رود چرا که طرف مقابل را از همان ابتدا از میدان بیرون می‌گذارند و دیگر مجالی برای طرح عقلانی نظرش باقی نمی‌ماند.

در این میان، پکیج مزورانه وحدت نقش مکمل را برای دولت را بازی می‌کند؛ اسم رمزی که پشت آن می‌توان هر نقدی را مشکوک و هر پرسشی را نامناسب جلوه داد. دولت به وحدت پناه می‌برد تا صورت‌بندی‌ای از آن ارائه دهد که اختلاف را با سرکوب زیر فرش می‌کند. به این ترتیب، هم امر سیاسی به محاق می‌رود، چون منازعه تدبیرها مجال ظهور نمی‌یابد؛ و هم امر ملی آسیب می‌بیند، چون از مقام حقیقت‌سنجی یک تصمیم سقوط کرده و به ابزار مصرفی دولت برای پیشبرد روایت رسمی‌اش بدل می‌شود. همین است که می‌بینید هربار تأکید بر وحدت از سمت دولت، بابی از وحدت‌شکنی را می‌گشاید.

نزاع با دولت فعلی را نمی‌توان با برچسب «دلواپس» یا «جناح‌بازی» جمع کرد. ما با یک اختلاف واقعی بر سر فهم سیاست طرف هستیم؛ یک‌سو، سیاست را میدان سنجش تدبیرها می‌بیند و برای اختلاف، شأن عقلانی قائل است، و سوی دیگر، حتی به پیروزی در تصمیم هم راضی نیست و می‌کوشد امکان معقول‌بودنِ رأیِ مخالف را هم از بین ببرد تا خیابان و جامعه را به مرور خنثی کند.
نظرات 0
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید!
ثبت نظر